پاسخ اين سؤال هم پيچيده است و هم كاملاً ساده . دو نفر كه عاشق يكديگر هستند، هرکدام ديگري را ايده آل میداند. مانند دو نوازنده كه هرکدام از ديد ديگري بسيار زيبا و دلنشین مینوازد. اما بعد از ازدواج اين دو نفر بايد باهم يك آهنگ و يك موسيقي را ارائه كنند و اين غير از هنر نوازندگي بهتنهایی ، نياز به هماهنگي دارد و عنصر هماهنگي آن چيزي است كه فراتر از عشق است . ما معتقديم كه هماهنگي در زندگي مشترك، تا حد زيادي قابل یادگرفتن است و با آموختن مهارتهای ارتباطي، موفقيت ازدواج افزايش مییابد.
ارتباط نزديك و صميمانه در ازدواج مانند قایقرانی در ميان امواج خروشان است، كه تنها با عشق به قایقرانی نمیتوان از خطرات آن بهسلامت گذشت . ما نياز به لنگري از عشق داريم ، تا پيوندمان را محكم كند نياز به سازگاري و توافق داريم تا جلیقهی نجات ما باشد و نياز به یکقطب نما داريم ، تا بدانيم كه دونفری به چه سمتي بايد پارو بزنيم، تا از حوادث بهسلامتی عبور كنيم. هيچ فردي بدون مطالعه،در زمینهی «ارتباط» متخصص نیست .هما ن طور كه هيچ زمینهی ديگري هم بدون يادگيري و دانستن و مطالعه، تخصص كسب نمیشود .افزايش دانش دربارهی «ارتباط» ، «خانواده» و «ازدواج» به ما كمك میکند تا انتخاب بهتري داشته باشيم و كيفيت ارتباط باهمسرمان را بهبود بخشيم .كيفيت ارتباط در زمان نامزدي و قبل از ازدواج معيار بسيار مناسبي است براي آنچه بعد از ازدواج پيش خواهد آمد. بنابراين اگر بتوانيم كيفيت ارتباط را در زمان نامزدي و قبل از ازدواج بهبود ببخشيم میتوانیم كيفيت ارتباط بعد از ازدواج را نيز ارتقا دهيم.
عشق میتواند بسياري از تنشهای ميان زوجها را محو كرده و بر خودمحوریها سرپوش بگذارد.اما عشق بهخودیخود مشكلات زندگي را حل نمیکند، فقط انگيزه قدرتمندي براي غلبه بر آنها را فراهم میسازد.حفظ پيوند ازدواج مستلزم وجود عوامل ديگري است كه اگر وجود نداشته باشد، زن و شوهر بايد آن را در زندگي خود به وجود آورند ازجمله معماهاي جامعه ما اين است كه چرا عشقي كه میتواند به اوج برسد تنزل میکند و در وراي ابري از نوميدي و دلتنگی پنهان میشود.
چه بسيار زوجهایی كه زندگي زناشويي سعادتمندانهای را انتظار داشتند و كارشان به ملامت كشيد و چه بسيار زن و شوهرهايي كه قبلاً بر سر همهچیز توافق داشتند و حالا بر سر هیچچیز توافق ندارند. اغلب تازه ازدواجکردهها در شروع معتقدند روابط آنان متفاوت از ديگران است.خود را سوار بر امواج عشق میبینند و فرضشان بر اين است كه عشق هميشه و به همين شدت ادامه خواهد يافت. فرض را بر اين میگذارند كه همسرشان براي هميشه علاقهمند و ازخودگذشته خواهد بود. اما بهتدریج با حقيقت افزايش بیقراری و نوميدي و دلتنگی آشنا میشوند و اين در شرايطي است كه اغلب نمیدانند مشكل آنها در كجاست. آنها درمییابند كه مسائل مختلفي دارند كه بايد بهاتفاق هم آنها را حل كنند اما تجربهای براي حلوفصل مشترك اين مسائل ندارند، درنتیجه هنگام تصمیمگیری از ميان زن و شوهر، يكي تصميم میگیرد و ديگري میپذیرد . اما در ميان آنها، او كه تصميم میگیرد ممكن است در مقام اعتراض برآيد كه مسئوليت همه كارها بر دوش او گذاشتهشده و در اين حال، چهبسا ديگر همسر خود را کمبها و تحقیرشده ببيند.
اغلب زوجها در اوايل آشنايي، تحت تأثير عشق و علاقه شديد، در جنبههای مثبت يكديگر مبالغه میکنند، وقتي دقيق میشوند در يكديگر تواناییهایی میبینند كه وجود خارجي ندارد، اما وقتي عشق و علاقه شديد اوليه از بين میرود، زن و شوهر به اين نتيجه میرسند كه آنچه فكر میکردند، توهمي بيش نبوده است. در اين شرايط آيا فقط دو راه وجود دارد؟! طلاق يا تحمل.
بسياري از مشكلات و عدم تفاهمها در اصل سوءتفاهم است. حال رابطه دو شخص هر چه نزدیکتر باشد، سوءتفاهم بيشتر میشود. پس زندگي زناشويي، بيش از هر رابطه صمیمانهای در معرض سوءتفاهم قرار دارد. خارج از مناسبات زناشويي، زن و مرد راحتتر با اين فرآيندهاي ذهني روبهرو میشوند، اما در مناسبات زناشويي اين سوءتفاهمها میتواند توليد اشكال كند. وقتي زن و شوهر باهم اختلاف پيدا میکنند، چنان رفتاري از آنها سرمي زند كه انگار رودرروي يكديگر جبههگیری کردهاند و تحت تأثير اين برداشت ذهني، چشماندازی كه از يكديگر دارند خراب میشود. «آرون بك » معتقد است كه مهمترین علت مشكلات زناشويي روابط انساني سوءتفاهم است. به عقيده او تفاوت در نحوه نگرش افراد باعث بروز اختلافات و پيامدهاي ناشي از آن میشود.
نبايد تصور كرد كه پايه اختلافات همواره ناشي از سوءنیت و يا بدذاتی طرفين يا يكي از آنها است بلكه در اكثر موارد ناشي از اين واقعيت است كه هر يك از آنها صادقانه مسئله را به نحو متفاوتي میبینند. آرون تي.بك میگوید: «آنچه گفته میشود با آنچه شنيده میشود گاهي كاملاً متفاوت است.» اختلافات زناشويي معمولاً وجود دارند مهم اين است كه زن و شوهر حاضر شوند درباره مشكلاتشان به نحو صحيح و سازندهای گفتوگو كنند.










