یکی از مهمترین علل شکست در ازدواج توقع و تصورات غلط از آن است .
- خوشبختی بهخودیخود رخ نمیدهند ، بلکه ساخته میشود .
- به همان اندازه انتخاب و داشتن همسر خوب ، تلاش در حفظ آن نیز مهم است .
- ازدواج داروی هیچ دری نیست . ازدواج حکم غذا را دارد و نه دارو . ازدواج نهتنها باعث رفع یا معالجه مشکلات روحی روانی ( احساس تنهایی ، افسردگی و….) و رفتاری ( خشونت ، بیبند باری و …) نمیشود بلکه آنها را بدتر کرده و ممکن است مشکلات دیگری نیز به آنها اضافه کند .
- ازدواج وسیله است و نه هدف . بسیاری از ازدواجهای غلط و ناموفق به این دلیل رخ میدهند که افراد آن را یک هدف قرار میدهند ( به هر تربیتی که شده است بایستی ازدواج کرد ) و درنتیجه برای رسیدن به آن گاهی بسیاری از اصول عقلانی و حتی اخلاقی را نیز نادیده گرفتن و زیر بار انتخاب غلط میروند و یا بدون آمادگی و شرایط لازم درگیر آن میشوند ( بدون دانش شنا ، به دریا زدن دور از عقل است ) .
- بسیاری از مشکلات و اختلافات زناشویی از بین نمیروند بلکه همینکه به این تفاهم برسید که باهم در زمینههایی اختلافنظر دارید و به یک سازگاری و توافق دونفره برسید کافی است .
- زوجهای خوشبخت و موفق نیز گاهی جروبحث و کشمکش دارند و اگر اینچنین نباشد بایستی در صحت و سلامت آن شک کرد. مزیت زوجهای موفق در این است که آنها میدانند چگونه بهدرستی با اختلافات ومشکلات مواجه شوند و به تفاهم نمیکنند و به تفاوتها احترام میگذارند و بادید برنده به مسائل نگاه نمیکنند.
- در زندگی اشتراکی هیچ قانون و قاعدهای وجود ندارد مگر اینکه زوجین باهم آن را وضع کرده باشند.
- ازدواج همچون درختی است که در صورت عدم آبیاری و مراقبت ، دیر یا زود پژمرده خواهد شد .
- مشکلات و اختلافات جدی زناشویی با ورود بچه نهتنها برطرف نمیشوند بلکه بهمرورزمان بدتر میشوند.
- اگرچه هر چه اشتراکات و شباهتهای بین زوجین بیشتر باشد امکان به وجود آمدن صمیمیت بیشتر خواهد بود ولی این بدین معنی نیست که زوجین بایستی در تمامی لحظات خوششان همیشه باهم باشند (در بیشتر مواقع کافی است ).
- رابطه زناشویی یک رابطه پنجاه ، پنجاه نیست ، صد ، صد است . یک ازدواج زمانی میتواند موفق باشد که در رابطه ، هریک از طرفین تمام خوب خود باشند و اشتباه و کوتاهی دیگری را مجوزی برای قصور و خطای خود ندانند .
- زوجین نه مکمل یکدیگرند بلکه حامی و تقویتکننده همدیگر هستند . هریک از زوجین افرادی عاقل ، بالغ ،کامل و توانمند هستند که میتوانند زندگی خود را بهتنهایی و با خوشی بگذرانند ولی با آگاهی و انتخاب تصمیم میگیرند تا با دیگری وکمک به هم مسیر رشد و کمال را دلپذیر تر ، معنیدارتر و بهتر طی کنند.
- اولین شرط لازم ارتباط خوب و مؤثر زناشویی ابزار صحیح ، صریح و شفاف احساسات ، نظرات و خواستههاست . حتی بهترین روانشناسها نیز قادر به خواندن ذهن و فکر دیگری نیستند .
- اگر در ازدواج قرار باشد کسی تغییر کند آنیک نفر خود ما هستیم ( ما نمیتوانیم هیچکس را تغییر دهیم جزخودمان ) . البته این بدین معنی نیست که اشتباه و خطای دیگری نادیده بگیریم یا بپذیریم بلکه به معنی شناخت وپذیرش مسئولیت خود در آن مورد و حمایت همسر به امید اصلاح است . درست همانند زمانی که همسرمان بیمار شده است و ما با مهر و مراقبت و کمک تلاش میکنیم تا هر چه سریعتر بهبود یابد .
- انسانهای سالم بسیار کم و انسانهای کامل و بیعیب و نقص اصلاً وجود ندارد و آدمی نه جایزالخطا بلکه حتمی الخطا است . اما این دلیل و توجیه ای برای خطا و اشتباهاتمان نیست . بلکه ما بایستی با به دست آوردن آگاهی و توانمند کردن و ساختن خود درصد خطاهای احتمالی خود را به حداقل برسانیم و مسئولیت آنها را بپذیریم و در صورت امکان جبران کنیم .
- بهجز افراد شیاد و دغلکار ، در اختلافات و کشمکشها هر دو طرف یقین و باور دارند که حق و حقیقت با خودشان است درحالیکه فقط طرح درست و صادقانه مسئله و نظرات و بکار بردن عقل و منطق و داشتن انصاف و عدالت میتوان به حقیقت و آرامش رسید.
- اگرچه پدران و مادران خوشبختی فرزندشان را آرزو دارند و در برخی زمینهها تجربیات ارزشمندی دارند ومشورت نشانه عقل است ولی شما هستید که میخواهید باهمسر آیندهتان زندگی کنید نه آنها .










