اگرچه ازدواج و تشکیل خانواده بهترین و متعالیترین شکل پیوند رابطه زن و مرد است و یکی از راههای رسیدن به خوشبختی ، سعادت و کمال است اما این امر میسر نخواهد شد مگر اینکه دست به انتخابی درست زد . ازدواج غلط نه تنها به فرد بلکه به خانوادهها و جامعه صدمات بسیار سنگین و گاهی جبرانناپذیری میزند و این در حالی است که با اندکی صرف وقت و مطالعه و مسئولیتپذیری و واقعبینی میتوان حداقل بیش از 90 درصد موارد انتخابهای غلطی را که غالباً به طلاق نیز منجر میشود، جلوگیری نمود.
از ازدواج با افراد زیر جدا خودداری کنید :
- افرادي كه معتاد به مصرف مواد مخدر، الكل يا دارو هستند.
اگر دست خود را در آتش ببريد، حتماً خواهيد سوخت .اگر خود را جلوي ماشين بیندازید حتماً زير گرفته خواهيد شد . اگر عاشق يك الكلي يا معتاد به مواد مخدر بشويد، حتماً آسيب خواهيد ديد. كسي كه معتاد به مصرف مواد مخدر يا مصرف مشروبات الكي است ، بهواقع فردي است كه سعي میکند تا برمغز خود با استفاده از يك ماده شيميايي تأثير بگذارد، تا از مشكلات و دنياي واقعي دور شود. ما با تعداد بیشماری از زوجها و همسران روبرو میشویم، كه در ابتداي زندگي اعتياد را يك امر عادي میدانستهاند؛ يا فكر میکردهاند كه موضوع چندان مهمي نيست و نامزد آنها پس از ازدواج مواد را ترك خواهد كرد و به اين اميد تن به ازدواج دادهاند و بعد با يك زندگي بحرانزده روبرو شدهاند . زندگي پر ملالتی كه در آن بسيار آسیبدیدهاند و راههای گريز از آن بسيار محدود بوده است .
- افرادي كه بهسرعت و بهشدت خشمگين میشوند.
همهی ما در زندگي خود خشمگين میشویم. وقتیکه اوضاع بر وفق مراد نيست، وقتیکه ناراحت هستيم ، يا درحق ما بیعدالتی شده است، خشمگين میشویم. اين نوع از خشم طبيعي است و همهی ما آن را احساس میکنیم. اما برخي افراد بهطور ناگهاني و با شدت بسيار زياد خشمگين میشوند. يا بهعبارتدیگر خشم آنها غیرمعمولی و نامتناسب است. زندگي با چنين افرادي يك تجربهی بسيار وحشتناك است. اين افراد باخشم خود ، همسر و فرزندانشان را كنترل میکنند. وقتي با چنين افرادي روبرو میشویم، براي اينکه موردحملهی خشم آنها واقع نشويم ، رفتار خود را بسيار كنترل میکنیم و در حال ترس از آنها به سر میبریم. چراکه هرلحظه احتمال آن میرود كه عصباني شوند و خشم خود را با شدت هرچهتمامتر بروز دهند . كنترل رفتار در برابر اینگونه افراد براي مدتي كوتاه امکانپذیر است، اما در زندگي مشترك حقيقتاً انرژي فراواني از انسان میگیرد.
در زير برخي از نشانههای هشدار مربوط به خشم ناگهاني و بدون كنترل آورده شده است:
-
-
- هنگامیکه برخي چيزهاي كوچك مطابق ميل او نيست ، از كوره دررفته و خشم خود را روي كساني كه دراطراف او باشند، خالي میکند.
- هنگامیکه با نظر او موافق نيستيد، با فرياد، بددهنی و تهديد پاسخ میدهد.
- هنگامیکه از او میخواهید تا كار سادهای را برايتان انجام دهد، حالت تدافعي گرفته و مخالفت میکند.
- هنگامیکه به او توضيح میدهید كه رفتارش چه تأثيري بر شما میگذارد، احساس میکند كه به او حمله شده است و متقابلاً بیرحمانه به شما حمله میکند.
- خشم خود را با كوبيدن در، قطع تلفن، ترك اتاق و… بروز میدهد.
- خلق و خويش به ناگهان از وضعيتي مهربان، گرم و صميمي ، در عرض تنها چند ثانيه به وضعيتي عصباني تغييرمیکند.
- وقتي كاري را كه میخواهد برايش انجام نمیدهید ، يا مرتكب اشتباهي میشوید، آمادگي او براي اینکه داد بزند و شما را تحقير كند، بالاست.
- به كرات در مکانهای عمومي نظير رستورانها ، مراكز خريد، خانهی دوستان و … صدايش را بلند كرده و يا عصباني میشود.
- خشم خود را بهصورت فيزيكي و با زدن و يا پرت كردن اشيا و هل دادن و يا زدن شما و يا ديگري نشان میدهد.
-
قبل از ازدواج لازم است كه به مسئلهی خشم توجه كنيم . درصورتیکه فرد موردنظر شما در كنترل خشم خود مشكل دارد و بهشدت خشمگين میشود، ارتباط شما در آينده مخدوش خواهد بود . از ازدواج با چنين افرادي بايد پرهيزكرد . زندگي با چنين افرادي بهشدت آسیبزننده است.
- افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمیگیرند.
اين افراد معمولاً ديگران را به خاطر مشكلات و مسائل زندگي خود مسئول میدانند و آنها را سرزنش میکنند.آنها مسؤوليت سهمي كه خود در ايجاد آن مشکلات داشتهاند را بر عهده نمیگیرند . وقتي با چنين افرادي روبرو شويم ، معمولاً داستانهای فراواني از ظلم ديگران و مظلوميت آنها میشنویم. اما بايد مراقب بود نفر بعدي خود ما خواهيم بود. برخي از ویژگیهای افرادي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمیگیرند عبارتاند از:
-
-
- اين افراد بهندرت مستقيماً و با صراحت عصبانيت و خشم خود را بيان میکنند . در عوض مدام گله و شكايت میکنند و قیافهی ناراحت به خود میگیرند.
- هنگامیکه به او راهحلی براي مشكلاتش ارائه میشود، همواره دليلي پيدا میکند كه چرا اين راهحل يا اين پيشنهاد مفيد نيست. گويا همهی راهحلها براي آنها مفيد نيست.
- هیچگاه صريح و مستقيم ناراحتي خود را بيان نمیکنند و فرد مقابل را مجبور به حدس زدن میکنند، گويا بايد با زور از آنها اطلاعات را بيرون كشيد.
- وقتي به آنها عشق میورزیم، احساس میکنیم كه تلاش ما بیثمر است . آنها نمیتوانند بهسادگی پذيراي عشق باشند.
- هميشه چيزي هست كه او را ناراحت كند. هميشه بد عنق است.
- دلش به حال خودش میسوزد و اغلب به خاطر خودش تأسف میخورد و آن را بيان میکند.
- بهجای اینکه تصميم بگيرد و اقدام كند بيشتر وقتش را به گله و شكايت از روزگار و حوادث میپردازد.
- هنوز ديگران را (والدين، دوستان، اقوام) به خاطر گذشتهی خود سرزنش میکند و آنها را مسئول زندگي خود میداند.
-
- افرادي كه ديگران را كنترل میکنند.
افرادي كه ديگران را كنترل میکنند، درست مقابل افرادي هستند كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمیگیرند. فردي كه مسؤوليت زندگي خود را بر عهده نمیگیرد، اغلب از تصميم گرفتن دوري میکند. اما افرادي كه ديگران را كنترل میکنند، میباید همه تصمیمها را خودشان بگيرند . افرادي كه مسئوليت زندگي خود را بر عهده نمیگیرند، هميشه چشم به كمك و ياري ديگران دوختهاند، اما افراد کنترلکننده هرگز درخواست كمك نمیکنند. افرادي كه مسئوليت زندگي خود را بر عهده نمیگیرند، منتظر هستند كه به آنها بگوييم چهکار كنند ، اما افراد کنترلکننده به ديگران میگویند كه چهکار بايد بكنند و براي ديگران تعيين تكليف میکنند. آنها میخواهند كنترل همهچیز در دست خودشان باشد و هر كاري خواهند كرد تا مبادا احساس كنند كه چيزي تحت تسلط و کنترل آنها نیست.
افرادي كه ديگران را كنترل میکنند داراي ویژگیهای زير هستند:
-
-
- ازلحاظ عاطفي محدود و بسته هستند . آنها بهسادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمیدهند.
- حس مالكيت زيادي دارند.
- بسيار حسود هستند.
- بهراحتی وقتي چيزي مطابق ميل آنها نيست و يا هنگامیکه احساس میکنند روي اوضاع كنترل كافي ندارند،عصباني میشوند.
- معمولاً داراي عادتهای وسواسي هستند.
- اصلاً خوش ندارند كه كسي به آنها بگويد چهکار كنند ، چراکه احساس میکنند كنترل در دستشان نيست.
- اين افراد معمولاً والديني سلطهجو و انتقادگر میشوند. چراکه كنترل زیادی میتوان بر کودكان اعمال كرد.
-
افراد کنترلکننده معمولاً كمتر به درمان خود میپردازند، زيرا در درمان، احساس عدم كنترل و احساس تسلط درمانگر، آنها را رنج میدهد و نمیتوانند كنترل درمانگر را بر زندگي خود بپذيرند . چنين افرادي مطمئناً تسلط و كنترل همسر را در زندگي نمیپذیرند. لازم است كه همهچیز در كنترل آنها باشد . اين افراد معمولاً بر همسر و فرزندان بيشترين كنترل را اعمال میکنند و خشم زيادي را در آنها ايجاد میکنند. ازدواج با چنين افرادي، به معناي پذيرش سلطه و كنترل آنها بر زندگي خودمان است .
- افرادي كه اختلال جنسي دارند.
اختلالات جنسي حوزهی وسيعي از رفتارها را دربرمی گيرد. ازآنجاکه ارتباط جنسي يكي از حوزههای بااهمیت در زندگي مشترك است ، فردي كه داراي اختلال جنسي است براي ازدواج مناسب نيست . در اينجا اختلالات جنسي را در سه گروه به ترتيب زير میآوریم:
الف – اعتياد جنسي و فقدان عزتنفس جنسی
علائم و نشانههای زير را میتوان در افرادي كه اعتياد جنسي يا فقدان عزتنفس جنسي دارند، مشاهده كرد:
-
-
-
- فردي كه تشنه فیلمها و تصاوير مستهجن است.
- فردي كه دائماً استمنا میکند، حتي اگر امكان رابطه جنسي سالم را هم داشته باشد.
- لاس زدن با ديگران
- چشمچرانی و خيره شدن به بدن ديگران
- اظهارنظرهای جنسي به شما درباره بدن دوستانتان، غریبهها و…
- اظهارنظرهای جنسي به دوستان شما ، غریبهها و…
- لمس كردن و تماسهای بدني بیجا، نامناسب و ناشايست
-
-
ب – اختلالات كنشي جنسی
اختلالات عمل جنسي يا اختلالات كنشي جنسي ، شامل چند اختلال میشود كه فعاليت جنسي را با مشكل مواجه میسازد . اختلالات كنشي جنسي شامل موارد زير میشود.
-
-
-
- افرادي كه ميل به فعاليت جنسي ندارند.
- افرادي كه از روابط جنسي نفرت و انزجار دارند.
- افرادي كه تحريك نمیشوند.
- افرادي كه بهسرعت ارضا میشوند.
- افرادي كه در زمان ارتباط جنسي درد زيادي دارند.
-
-
اختلالات كنشي جنسي نياز به درمان روانشناختی روانپزشکی دارد . معمولاً اين اختلالات با درمان برطرف میشوند. اما اگر فردي دچار چنين اختلالاتي باشد و حاضر نباشد كه براي درمان مراجعه كند، طبيعي است كه زندگي مشترك را با مشكل روبرو سازد .
ج – انحرافات جنسي
انحرافات جنسي شامل موارد زير میشود.
-
-
-
- نمايشگري : به ميل شديد عودکننده براي نمايش آلت تناسلي به يك بيگانه يا كسي كه انتظار چنين اقدامي را از جانب فرد ندارد، اطلاق میشود.
- بچهبازی : به ميل شديد جنسي يا تحريك جنسي در ارتباط با اطفال 13 سال به پايين، اطلاق میشود.
- يادگار خواهي: در يادگار خواهي كانون ميل جنسي بر اشيائي نظير كفش، دستكش و لباسزیر است كه ارتباط نزديك با تن آدمي دارند.
- خودآزاری جنسي : اشتغال ذهني با اميال جنسي و خيالات تحقير شدن، كتك خوردن، به بند كشيده شدن يا هر نوع رنج تحميلي از مشخصات اين اختلال است.
- آزارگري جنسي: اشتغال ذهني با اميال جنسي و خيالات تحقير كردن، كتك زدن، به بند كشيدن يا ايجاد هر نوع رنج جسمي يا روانشناختی، براي شريك جنسي يا براي قرباني از مشخصات اين اختلالات است.
- نظربازی: به اشتغال ذهني تكراري با خيالات يا اعمال مربوط به جستجو يا ديد زدن كساني كه برهنه هستند، يا در حال تعويض لباس يا فعاليت جنسي هستند، اطلاق میشود.
-
-
انحرافات جنسي به نسبت ديگر اختلالات جنسي، مشكلات بسيار بيشتري براي همسران ايجاد میکند. وقتي اعتياد جنسي و نبود عزتنفس جنسي، مشكلات زيادي را ايجاد میکند؛ كاملاً مشخص است كه وجود انحرافات جنسي چه قدر میتواند مشکلساز باشد. لازم است كه چنين افرادي براي درمان مراجعه كنند، اما اگر براي درمان خود اهميتي قائل نباشند، بهترين كار دوري و پرهيز از چنين افرادي است.
- افرادي كه «کودک» ماندهاند و«بالغ» آنها شکل نگرفته است .
اين افراد از رفتار مسئولانه و سنجيده طفره میروند و شرايطي را فراهم میآورند كه همسر آنها براي آنها نقش« والد » را ايفا كند . چند صفت ويژه براي شناسايي اين افراد در زير فهرست میشود.
الف – عدم مسؤوليت پذيري مالي و اقتصادي :
اين افراد نسبت به بخش اقتصادي زندگي خود بیتوجه هستند و در رابطه با آن كوتاهي میکنند، به اين دليل كه نمیخواهند بزرگ شوند و مسؤوليت زندگي را به دست بگيرند.
نشانههای زير را میتوان در اين افراد مشاهده كرد.
-
-
-
- افرادي كه چکهای برگشتي دارند.
- افرادي كه حساب دخلوخرج خود را ندارند.
- افرادي كه مكرراً از ديگران پول قرض میکنند.
- افرادي كه به لحاظ اقتصادي هيچ برنامهای ندارند و تمام پول خود را خرج خريد اجناس لوكس و غيرضروري میکنند.
- افرادي كه اعتبار مالي مناسبي ندارند.
- افرادي كه هيچ شغلي را براي مدت قابلملاحظهای نمیتوانند حفظ كنند و مدام بيكار میشوند.
- افرادي كه وقتي قرض میگیرند، به فكر پس دادن پول مردم نيستند.
-
-
ب – غیرقابلاعتماد بودن :
از يك كودك انتظار نمیرود كه به حرفهایش عمل كند و از رسم و رسومات اجتماعي بهطور كامل باخبر باشد . كودك براي یادگرفتن مفهوم « مسؤوليت پذيري » احتياج به زمان دارد .آموختن « وظیفهشناسی »براي كودكان هرگز بهسرعت حاصل نمیشود. اما وقتي يك فرد میخواهد ازدواج كند ، از او انتظار میرود كه مسؤوليت پذير و وظیفهشناس باشد؛ تا بتوانيم به او اعتماد كنيم. نشانههای زير را میتوان در افراد غیرقابلاعتماد مشاهده كرد:
-
-
-
- افرادي كه قول میدهند و به آن عمل نمیکنند.
- افراد فراموشکار.
- افراد مسامحهکار كه دائماً كارها را به تعويق میاندازند.
- افرادي كه نمیتوان روي آنها حساب كرد چراکه درگذشته بهدفعات ما را مأيوس کردهاند.
-
-
ج – عدم هدفمندي و بیانگیزگی :
فردي كه بالغ او شكل نگرفته است براي زندگي نه هدف خاصي دارد و نه انگیزهی ویژهای، او باري به هر جهت زندگي را خواهد گذراند . نشانههای زير میتوانند روشنکنندهی مطلب باشند.
-
-
-
- منتظر است كسي از راه برسد و به او انگيزه بدهد تا اینکه بتواند كاري انجام دهد.
- هيچ هدف و سمتوسوی خاصي را در زندگي دنبال نمیکند.
- بهسختی براي آينده برنامهریزی میکند.
- تصمیمگیری در مورد همهچیز را به بعد موكول میکند.
- از روبرو شدن با مشكلات و حل آنها سرباز میزند.
- هميشه منتظر است تا شانس به او رو كند .
-
-
- افرادي كه عواطف و احساسات خود را بيان نمیکنند.
افرادي كه نمیتوانند احساسات خود را بروز دهند، افرادي كه عواطف و احساسات را مسخره میکنند و بيان آنها را كاري عبث و بيهوده میدانند ، درواقع از هيجانات و احساسات میترسند. اين افراد بهراحتی میتوانند زندگي مشترك را با مشكل مواجه كنند . يك قسمت عمدهی ازدواج، ارتباط عاطفي است و افرادي كه نمیتوانند عواطف خود را بروز دهند ، در زندگي مشترك ايجاد اختلال میکنند . موارد زير را میتوان در افرادي كه عواطف و احساسات خود را بيان نمیکنند، مشاهده كرد.
-
-
-
- الف – نمیتوانند احساسات و عواطف خود را نشان دهند. چنانچه فردي نتواند احساسات خود را با شما در ميان گذارد، رابطهی با او سطحي و درنهایت مأیوسکننده خواهد شد و همواره مجبور خواهيد بود تا احساسات او راحدس بزنيد . اين حق مسلم ماست كه از همسر خود انتظار داشته باشيم كه احساسات و عواطف اصلي و بنيادين نظير شادي، غم، يأس و عشق خود را بروز دهد . چنانچه او اين توانمندي را نداشته باشد ، زندگي را به مسير دشواري هدايت خواهد كرد . همهی ما داراي عواطف و هيجانات هستيم . فقط برخي از افراد از عواطف میترسند و سعي میکنند آنها را ناديده بگيرند.
- ب – نمیتوانند يا نمیخواهند درباره احساسات خود صحبت كنند. وقتي همسر ما از احساسات خود گفتگو نمیکند، به اين معني است كه رابطهای جود ندارد . تنها چيزي كه در زندگي با اين افراد وجود دارد يك قرارداد زندگي مشترك است، نه يك ارتباط.
-
-
- افرادي كه از روابط قبلي خود هنوز التيام نیافتهاند.
ازدواج با فردي كه هنوز از روابط قبلي خود التيام نيافته است، ازدواجي یأسآور و موجب دلشکستگی خواهد بود . افرادي كه هنوز از روابط قبلي خود التيام نیافتهاند را میتوان با ویژگیهای زير شناخت.
-
-
- الف – هنوز خشم و انزجار شديدي نسبت به معشوق قبلي خود در دل دارند. هرچه خشم و عصبانيت بيشتري از گذشته در دل مانده باشد، به همان ميزان توانايي فرد براي عشق ورزيدن در روابط فعلي كاهش پيدا میکند.
- ب – هنوز به خاطر ارتباط پيشين خود احساس گناه میکند و خود را مسئول میداند. چنانچه نامزد شما نسبت به نامزد قبلي خود احساس گناه میکند و تأسف میخورد، آن احساس او حتماً باقابلیت و توانمندي او در ورود به رابطه جديد تداخل میکند.
- ج – هنوز رنجش خاطر و آزار و اذيتي را كه از رابطهی قبلي ديده است فراموش نكرده و در شوك روحي به سر میبرد. برخي از افراد وسوسه میشوند كه با اين افراد ازدواج كنند ، تا آنها را نجات دهند. غافل از اینکه التيام اين افراد نياز به زمان و كمك تخصصي دارد . اگر كسي تا به اين حد آسیبدیده است ، بايد به او وقت داد تا خود را به كمك افراد متخصص التيام دهد.
-
- افرادي كه خانوادهی آزاردهنده دارند و نمیتوانند در مقابل آزار آنها از همسر خود حمايت كنند.
در ازدواج ، ما نهتنها باهمسر خود ازدواج میکنیم ، بلكه بهطور استعاري با خانوادهی او نيز ازدواج میکنیم. خانوادهی همسر میتواند نقش مثبت يا منفي در ازدواج ايفا كند . برخي از خانوادهها بهطور خيلي جدي درزندگي مداخله میکنند و تأثير منفي قابلملاحظهای میگذارند. تأثير خانوادهی همسر بستگي به نحوهی برخورد همسر دارد.
چنانچه همسري رفتار غیر محبتآمیز و مخرب خانوادهی خود را تحمل نكند و در برابر آنها ايستادگي كند، خطر زيادي رابطهی همسران را تهديد نمیکند، اما اگر همسر نتواند رفتار مخرب و آزاردهندهی خويشاوندان خود را كنترل كند، روابط همسران رو به وخامت میگذارد.خانوادهی آزاردهندهی همسر، معمولاً بهسرعت قابلشناسایی نيست و معمولاً پس از گذشت زمان قابلملاحظه و با ارتباط زياد است كه میتوان آزاردهنده بودن آنها را تشخيص داد. خانوادهی آزاردهنده ، حريم ازدواج را به رسميت نمیشناسد و هيچ حدومرزی را بين خود و فرزند خود رعايت نمیکند. در زير برخي از نشانهها و رفتارهاي اینگونه خانوادهها آورده شده است:
-
-
- الف -انرژي، توجه و وقت همسران را براي خود میخواهند. اینگونه خانوادهها میپندارند كه هدف و مقصود از ازدواج اين است كه عروس يا داماد در خدمت آنها باشند . آنها توقع دارند كه عروس يا داماد دائماً آنها را ببيند و براي آنها كارهايي را انجام دهد كه وظیفهی آنها نيست.
- ب – سعي میکنند در زندگي همسران دخالت كنند. خانوادهی آزاردهنده بدون اینکه از آنها درخواستي شود، در مورد همهچیز زندگي همسران اظهارنظر میکنند . از بزرگ كردن فرزندان گرفته تا نوع غذايي كه میخورند. آنها معني عبارت«زندگي خصوصي» را درك نمیکنند.
- ج – رابطهی همسران را به رسميت نمیشناسند. آنها دائماً عروس يا داماد را به خاطر اینکه باعث جدايي فرزندشان از آنها شده است، تنبيه میکنند. به عروس يا داماد خود احترام نمیگذارند، گويي كه انگار اصلاً وجود ندارند و يا اينكه افراد پست و مزاحمي هستند. آنها اين كار را به روشهای زير ممكن است انجام دهند.
-
- افرادی که اختلال شخصیت دارند .
بيشتر گزینههای نامناسب براي ازدواج افرادي هستند كه اختلال شخصيت دارند یا داراي برخي از ویژگیهای اختلال شخصيت هستند . اختلال شخصيت توسط روانشناسان و روانپزشکان تشخيص داده میشود . تشخيص اختلال شخصيت كار سادهای نيست کاملاً تخصصي است. اختلال شخصيت، اختلال در شخصيت افراد است و بهراحتی درمان نمیشود . معمولاً افرادي كه اختلال شخصيت دارند، خود را بيمار نمیدانند اما خود آنها و اطرافيان آنها از اين اختلال رنج بسيار میبرند.
افرادي كه اختلال شخصيت دارند در زمرهی نامناسبترین افراد براي ازدواج هستند و ازآنجاکه اختلال شخصيت بهسرعت قابلشناسایی نيست، لازم است از متخصصين كمك گرفته شود. مشاورين ازدواج، با انجام تستMCMI يا تست میلیون قادر به شناسايي افرادي هستند كه اختلال شخصيت دارند يا واجد برخي از ویژگیهای اختلال شخصيت هستند . بسياري از مشاورين از افرادي كه خواهان ازدواج باهم هستند، تست شخصيت میگیرند . اما هر تست شخصيتي قدرت تشخيص اختلالات شخصيت را ندارد . بنابراين انجام تستي كه بتواند اختلال شخصيت را قبل از ازدواج آشكار كند، يكي از وظايف اصلي مشاورين ازدواج است.










